أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)
108
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)
براى سلطان سودمند باشد ، بدين جهت حيات سيّد و رابطه بين او و سلطان نيز ضايع گرديد . در نتيجه ، همهء آرزوهايى كه از جهت همكارى با او در اصلاحات داشت از بين رفت ، تا جايى كه روزى در يكى از مجالس خصوصى به دوستان خود گفت : « وجود اين شيطان در ريهء دولت مانند سل است ! » به هر حال ارزش سيّد ضمن اقامت او در آستانه - كه به چهار سال و چند ماه رسيده بود - منحصر به همين شد كه اشخاصى با او رفت و آمد داشته باشند و گفت و شنودهايى در كار باشد و بحثى از آرا و عقايد جريان داشته باشد ، ولى همه اين معانى ، مبدل به دسيسهاى شد كه عليه او به كار مىرفت و هر چه مىگذشت ، به نااميدى نزديكتر مىشد . كليه ارثيهاى كه در اين دوران فترت از او براى ما به جاى مانده است ، يك مقدار از گفتههاى لطيف و آراى جديد و تحريكى است كه در عقول شنوندگان او تأثير داشته و آنها را در تفكر آزاد براى اصلاح امور اجتماعى ، آماده ساخته است . « 1 » در اين دوران فترت ، آثار تأثر و حزن از نوشتهها و گفتههاى او محسوس و مشهود است ، زيرا به گذشتهاش نگاه مىكرد و مىديد براى تحريك ملل اسلامى چه جهادهاى طولانى به عهده گرفته بود ولى هيچ نتيجهء نهايى نبخشيد و به مردانى كه آنقدر به آنها اميدوار
--> ( 1 ) . نظر مولف ، به عقيدهء مترجم صحيح نيست . انگليسىها خود مسؤول اعمال و فساد حكومت شاهان ، قاجار و پهلوى در ايران بودهاند بنابراين رسوا كردن مزدوران طبقه حاكم انگليس در ايران در واقع افشاى ماهيت استعمارى خود انگليس بود تا بلكه دولت انگليس به دولت خود اعتراض كنند و طبقهء حاكمه ، تأييد خود را از مزدوران قطع كنند . ( مترجم